شمس الدين حافظ
234
سفينه حافظ ( فارسى )
بوى بهبود ز اوضاع جهان مىشنوم * شادى آورد گل و باد صبا شاد آمد اى عروس هنر از بخت شكايت منماى * حجلهء حسن بياراى كه داماد آمد بر زليخا ستم اى يوسف مصرى مپسند * زانكه از عشق بر او اينهمه بيداد آمد دلفريبان نباتى همه زيور بستند * دلبر ماست كه با حسن خدا داد آمد زير بارند درختان كه تعلق دارند * اى خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد مطرب از گفتهء حافظ غزلى نغز بخوان * تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد [ بازم مه رخسار كسى در نظر آمد ] 99 * [ 1 ] شماره مسلسل 241 بازم مه رخسار كسى در نظر آمد * مهرى بدل از طلعت آن ماه درآمد باز اين دل سودا زدهام گشت هواگير * در كار خود و يار خودش راهبر آمد يكبار نظر بر رخ و ابروش فكندم * صد تير بلا بر من از آن يكنظر آمد اين طرفه كه هر روز كه ديدم مه رويش * از روز دگر در نظرم خوبتر آمد حافظ طلب وصل بسى كرد كه آخر * از دست غم هجر تو از پاى درآمد [ 174 مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد ] 100 شماره مسلسل 242 مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد * هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد بركش اى مرغ سحر « 1 » نغمهء داودى را * كه سليمان گل از طرف هوا بازآمد لاله بوى مى نوشين « 2 » بشيند از دم صبح * داغ دل بود به اميد دوا بازآمد عارفى كو كه كند فهم زبان سوسن * تا بپرسد كه چرا رفت و چرا بازآمد مردمى كرد و كرم ، بخت خدادادهء من * كان بت سنگدل از راه وفا بازآمد
--> [ 1 ] پاورقى غزل 99 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست از حافظ نيست و گويندهاش را هم نام نمىبرد ضمنا در قدسى و سودى نيز ديده نشده است . ولى پژمان با مختصر تغيير و يك اضافه بيت آن را از امير خسرو دهلوى دانسته است . ( 1 ) مرغ سحر ، بلبل است ( 2 ) نوشين يعنى گوارا